تبليغاتX
مشاوره ازدواج و مسایل خانواده

نكته مهم ديگر آن است كه اجازه ندهيد اعداد و ارقام شما را بتر سانند!

هنگامي كه سن شم خانم ها از 34 سال مي گذرد احتمال اين كه ماشين زيرتان بگيرد به مراتب بيشتراز اين است كه بتوانيد براي خود شوهري پيدا كنيد ؟!

اين گونه آمار و احتمالات هيچ گونه مبناي واقعي و عملي اي ندارد. كافي است همين جا نگاهي به دور و برتان بيندازيد تا متوجه نادرست بودن اين اعداد و ارقام شويد.داستاني را درباره خانمي به نام مارج اگريدي برايتان مي نويسم .مارج نخستين باري كه در يكي از سمنارهاي يكي از روانشناسهاي مشهور به نام دكتر باربارا دي آنجلسشركت كرد 53 ساله بود. او كمي چاق بود. به هيچ وجه هم الهه ي زيبايي نبود. هيكل و اندام  او نيز كوچك ترين شباهتي به هيكل و اندام"مانكن ها" نداشت. او مادر بزرگي بود كه در ازدواج نا مناسبي گرفتار شده بود. مارج مي دانست كه هر چه زودتر بايد از اين ازدواج ناسالم خارج شود و خود را نجات دهد. او از هنگام يكه 18 ساله بود ازدواج كرده بود و تا سر حد مرگ مي ترسيد. مي گفت " اگر طلاق بگيرم چه كسي با من ازدواج خواهد كرد . چه كسي از من خوشش خواهد آمد ؟من 53 ياله هستم چگونه مي توانم با زنهاي جوان و زيبا كه سي سال بيشتر ندارند رقابت كنم؟مردها ي هم سن و سال من دنبال زنهاي جوانتر از خودشان مي گردند."دكتر باربارا دي آنجلس به او گفته بود كه اگر چنين فكر كند چنين نيز خواهد شد . اما چنانچه فكر كند يك هديه هست و فقط منتظر كسي است كه او را باز كند آنگاه مرد روياهاي خود را خواهد يافت .سپس بر روي بخشي از شخيت مارج كه فكر مي كرد بي ارزش است كر كردند  منظورم همان بخشي است كه نياز به تقويت داشت.در نهايت مارج چنين احساسي داشت كه گويي زيباترين و دوست داشتني ترينزن دنياست. يك ماه بعد مردي كه همسرش فوت كرده بود به او علاقه مند شد و پي از 6 ماه با هم ازدواج كردند. و الان حدود 12 سال است كه با خوبي با هم زند گي مي كنند. شوهرش او را مي پرستد و از عشق او سر از پا نمي شناسد.

او هرگز فكرش را هم نمي كرد اعداد و ارقام هم همين را مي گفتند ؟! اما شما انساني ارزشمند هستيد  نه يك مشت اعداد و ارقام .چنانچه قرار است آمار و احتمالات  استثنايي داشته باشند(كه دارند) بگذاريد آن استثنا شما باشيد در باره اش فكر كنيد.

                                

                                                                                                                    با تشكر فراوان

                                                                                                                            عسل
+ نوشته شده توسط در یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386 و ساعت 8:44 |

بدون سر تيتر:

 

دست از محروم كردن خود برداريد .هرگز به دليل تنها بودن خود را از تفريح و مسافرت و....محروم نكنيد.

همچنين بر روي التيام بخشيدن به كوله بار احساسي عاطفي خود كه از كودكي و گذشته به همراه آوردهايد كار كنيد. بعدا خيلي بهتر روي اين موضوع باهم بحث خواهيم داشت و صحبت خواهيم كرد.روي همه برنامه ريزي هاي احساسي كه قابليت و توانايي شما را در انتخاب همسر مناسب افزايش م ميدهد و روي موفقيت رابطه و ازدواجتان تاثير مي گذارد كار كنيد تا هنوز مجرديد از شر آنها رها شويد. بسيار سادهتر است الان را تغيير دهيد در مقايسه با زماني كه متاهل ايد يا با كسي رابطه داريد.اكنون وقت بسيار مناسبي است .زيرا وقت و فرصت بيشتري در اختيار داريد.

با تشکر فراوان

عسل

+ نوشته شده توسط در دوشنبه چهارم تیر 1386 و ساعت 10:47 |

نكته مهم ديگر در رابطه ازدواج:

 

زندگي را از همين امروز آغاز كنيم .تمام و كمال زنده باشيم .ديگر آن را به دليل مجرد بودن به تعويق نيندازيد.هنگامي كه به مرخصي يا تعتيلات مي رويد واقعا به مرخصي برويد و از آن لذت ببريد نه اينكه مدام فكرتان پيش كارتان باشد.به خودتان وعده سر خرمن ندهيد كه هر وقت ازدواج كردم به هاوايي و... خواهم رفت.آيا شما شايستگي آن را نداريد كه مرخصي بگيريد.يا لباس زيبايتان را همين الان بپوشيد.بي گمان بايد آن را براي شب عروسي يا نامزديتان نگه داريد؟؟! ما زنها لباسهايي كه خيلي دوست داريم فقط سالي يك بار مي پوشيم و لباسهايي كه از آنها بدمان مي آيد هر روز مي پوشيم.در حالي كه بايد برعكس باشد.خوب زندگي كنيد آن را به تعويق نيندازيد.از نتيجه اي كه خواهيد گرفت تعجب خواهيد كرد.م يتوانيد كوتاهي كردن را با انجام دادن تكنيك و تمريني ساده از زندگي خود حذف كنيد.جاي خالي را در جمله زير كامل كنيد تا روشها و الگوهايتان را كشف كنيدو بتوانيد آنها را تغيير دهيد و با الگوهاي جديدي جابه جا كنيد:

 

 

 

كارهايي كه در زندگي خود به تعويق مي اندازم عبارتند از :

:.............................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................

كارهايي كه دوست دارم انجام دهم اما آنها را به بعد از ازدواج خود واگذار كرده ام عبارتند از :

..............................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................

+ نوشته شده توسط در یکشنبه سوم تیر 1386 و ساعت 8:37 |

سلام دوستان عزيز، دوست دارم اگه اين مطلب رو خونديد جواب سوالمو برام بنويسيد 

 

به پاسخ اين سوال فكر كنيد كه اگر مي دانستيد به زودي همسر آينديتان را ملا قات خواهيد كرد چه مي كرديد؟

فكر كردن در باره اين سوال بسيار مفيد و سازنده است همين الان درباره آن فكر كنيد . منتظر نشويد تا او را ببينيد.زيرا همين كه درباره او فكر كنيد سرو كله اش پيدا مي شود .چنانچه تصوير اين رويا را نخست در سر خود بپرورانيد در بيرون نيز اتفاق خواهد افتاد. كافي است آن را در رويا ببينيد.سپس آن را در بيرون نيز مشاهده و شناسايي خواهيد كرد . اين همان پيوستن به آگاهي جهاني است. اين مطلب را همين امروز در جايي خواندم.اي كاش مي دانستم اين جمله زيبا از چه كسي است تا براي چنين سخن زيبايي او را تحسين كنم .گويا گوينده گمنام است اما مشخص است كه زن بودهاست. به هر حال:"جهان هستي با زبان تمثيل و استعاره و سمبلها صحبت  مي كند."و به راستي اين گونه است.مثلا همين تميز كردن كمد يا گنجه ي ديواريتان را در نظر بگيريد. اين فقط يك استعاره و سمبل است .هرگاه كمدتان را تميز مي كنيد و وسايلي را كه ديگر بدان نياز نداريد دور مي اندازيد در واقع مي گوييد كه آماده ايد وسيله نويي را به زندگي خود را دهيد.با اين روش آن را به زندگي خود طلبيدهايد. اتاق خوابتان را مرتب كنيد. چنانچه مي دانستيد زوج الهي شما همين فردا شب به اتاق خوابتان وارد مي شود كمي نگران سرو وضع و ريخت و قيافه ي آن نمي شديد! اگر او به يكباره در بزند آيا مي توانيد به او بگوييد :"اه معذرت ميخواهم.مي شود 20 دقيقه پشت در صبر كنيد تا خانه را كمي مرتب كنم؟!" چند شمع يا هر چيز ديگري كه دوست داريد بخريد و اتاق خوابتان را با آن تزيين كنيد. خانه تان، اتاقتان، فكر و ذهنتان را و از همه مهمتر قلبتان را آماده و مهيا كنيد.

 

باتشكر فراوان

عسل

+ نوشته شده توسط در شنبه دوم تیر 1386 و ساعت 8:16 |

اشتباه هفتم:

 

پر كردن كمبود هاي روحي- رواني است. اين خود شماييد كه مي بايست كمبودهاي روحي تان را پر كنيد. البته نه به اين معنا كه كس ديگري نبايد به شما كمك كند يا رضايت روحي شما را فراهم كند. اما اين خود شماييد كه مي بايست متعهد به اغناي روحي خودتان باشيد . اين شما هستيد كه بايد متعهد به اغناي روحي خودتان باشيد. اين شما هستيد كه بايد بتوانيد بگوييد :"من يك هديه هستم مرا با كن." اين شماييد كه مي بايست بتوانيد با افتخار و اعتماد به نفس تمام بگوييد :"من بستهاي پر از سوپرايز هاي خوشايند و زيبا هستم." اين مرامي منشي برتر و شايسته است و براي رسيدن به اين مرحله مي بايست از قبل خود را اغنا كرده باشيد نه اينكه پوچي هايتان را با خود به رابطه و ازدواجتان ببريد و آنها را سر همسرتان خالي كنيد.هيچ امري زيباتر از آن نيست كه دو نفر بتواند به هم بگويند:"ببين براي ورود تو چه چيزهايي را كنار گذاشته  بودم."

و سپس دستايشان را رو كنند و يكريگر را با هداياي روحي و معنوي فراوان سيراب كنند. به راستي اين تفاوتي بسيار عظيم است. اين كاها را مي توانيد براي خود و همسر آينده تان انجام دهيد.مطمئن باشيد كه ازدواجي بسيار متفاوت براي شما رقم خواهد خورد. زيرا اين ديد و نگرش تمام رفتار شمار ا تغيير خواهد داد.پس نخستين قدم آن است كه زندگيتان را مرتبكنيد و به خودتان سرو سامان بدهيد. بدين معني كه محيط و زندگيتانو وضعيت روحي و احساسي تان و عادتهاي سلامتي و تغذيه تان و صندوق عقب ماشينتان و خلاصه هر چه فكرش را مي كنيد مرتب و تر و تميز نماييد و در وضعيت مطلوبي قرار دهيد.

خودتان را جمع و جور كنيد . منتظر نشويد تا ازدواج كنيد و سر و سامان بگيريد.همين الان به خودتان و زندگيتان و شغلتان و........سرو سامان بدهيد.كارهايي كه پشت گوش انداخته بوديد فوري انجام دهيد.گويي قرار است تا يك هفته ديگر ازدواج كنيد.

آيا دقت كرده ايد هر گاه مهمان داريد يا قرار است كسي به خانهتان بيايد آنجا را تميز م يكنيد و جارو مي زنيد!

به خودتان مي گوييد:"مهمان دعوت كرده ام پس بايد همه جا را جارو كنم و مرتب كنم."

به طرز مشابهي نيز فرض كنيد قرار است همسر آينديتان در همين يك ماه آينده يا حداكثر سه ماه آينده از را برسد.

 

باتشكر فراوان

عسل

+ نوشته شده توسط در پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386 و ساعت 9:21 |

دليل ششم:

 

براي برقراري رابطه يا ادامه آن احساس گناه است. احساس گناه به اين معنا ست كه نمي توانيد كسي را ترك كنيد يا به او نه بگوييد زيرا مي ترسيد برنجد و قلبش بشكند و در نتيجه به رابطه تن مي دهيد كه نمي خواستيد حتي به آن وارد شويد. مي دانم كه بسياري از شما اين كار را كردهايد و مي دانيد چه مي گويم.شايد اين همان كاري باشد كه اين اواخر يا همين روزها كرده يا مي كنيد. احساس گناه دليل يا مجوزي براي بودن با كسي نيست . عشق بر خاسته از احساس گناه عشق كثيفي است. چنانچه تعجب كرديد مي توانيد نفس عميقي بكشيد . عشق برخاسته از احساس گناه عشق زشتي است و در پايان به نفع هيچ كس نيست و به همه آسيب مي زند. به ويژه به كسي كه براي  او خواسته ها و نيازهايتان را زير پا مي گذاريد.

+ نوشته شده توسط در چهارشنبه سی ام خرداد 1386 و ساعت 9:15 |

اشتباه پنجم:

 

 

براي درگير شدن در روابط فرار كردن از رشد و تغيير شخصي است.به ويژه براي كساني كه دوست دارند ديگران به آنها محبت كنند. درست مانند كودكي كه دوست دارد ديگران در حق او مادري و  پدري  كنند.منظورم آن دسته از خانمهايي است كه دوست دارند مردي صورت حساب هايشان را پرداخت كند.

مردها روي زمين نيست تا صورت حساب زنها را پرداخت كنند.مردها به اين دليل مرد خلق نشده اند تا همهي بارها بر دوششان باشد.آنها انسان اند و مي بايستي از خودشان هم مراقبت كنند و خودشان را هم دوست داشته باشند.چنانچه قرارداد خانواده و ازدواج شما اين گونه است صحبت جداگانهاي است.زنهاي بسياري را مي شناسم كه شوهرشان را به چشم پدرشان نگاه مي كنند و دوست دارند شوهر شان در حق شان پدر كند و بالاي سرشان باشد. چنانچه چنين مرام و منشي داريد بدانيد كه خود را درگير رابطه اي غلط و ناسالم كردهايد.مردها  فوري اين مطلي را خواهند فهميد و اعتمادشان را به شما از دست خواهند داد. معتقدم كه در اين دوره و در سال هاي 2007 زنها مي بايست بتوانند از خودشان محافظ كنند و زند گي شان را بگردانند زيرا نمي توان مطمئن بود كه در آينده چه اتفاقي خواهد افتاد. البته چنان چه مجبور نباشيد از توان مالي و اقتصادي خود استفاده كنند و نيازي به آن نداشته باشند اشكالي ندارد اما مي بايست اين توان را داشته باشندذ.

هرگز در باره ي مرد زندگيت بر اين اساس كه چقدر مي تواند براي شما پول بياورد قضاوت نكنيد.اين نشان مي دهد كه بزرگ نشده ايد و هنوز"كودك" هستيد. بگذاريد حقيقتي را به شما بگويم مردها عاشق زنهايي هستند كه به آنان وابته نباشند و بتوانند روي پاي خودشان بايستند.اين روحيه مردهاي امروز است. اما زنها از اين موضوع غافل هستند و نمي دانند مرد بودن وظيفه و مسئوليت سنگينس است و مردها چه فشارهايي را تحمل مي كنند. پسرها از همان آغاز تولد با اين فشار بزرگ مي شوند كه بايد نان آور باشند و كار كنند و از همه حمايت نمايند. هميشه مردها مجبورند از زنها خواستگاري كنند يا سر صحبت و آشنايي را باز كنند. يا تقاضاي عشق ورزي نمايند و زنها بايد فقط بله يا نه بگويند.در حالي كه زنها از ابتداي تولد چنين برنامه ريزي نشده اند كه كار كنند و شاغل باشند. اما اين مسئوليت در حافظه ژنتيكي مردها حك شده و به هزاران هزار سال پيش و نسلها قبل بر ميگردد و باعث مي شود مردها فشارها و در نتيجه انرژي هايي را در خود احساس كنند كه زنها هرگز احساس نمي كنند و به عقيده من اين همان مطلبي است كه زنها مي بايست درباره  آن بياموز تا مردها را بهتر درك كنند . مردها شايسته محبت و توجه زيادي هستند . زنها نيز همين طور اما فشارها يي كه زنها تحمل مي كنند بسيار متفاوت است.پس هنگامي كه با اين ديد به رابطه و ازدوج وارد شويد كه با خود نيرو و توان و اعتماد به نفس به همراه بياوريد و براي رابطه و ازدواجتان از خودتان مايه بگذاريد تفاوتهاي بسياري را در آن زندگي و ازدواج رقم خواهيد زد.زنها و مردها مي بايست همديگر را بهتر بشناسند تا همديگر ار بهتر درك كنند و به خاطر سپردن اين موضوع بسيار مهم و حياتي است.

اگر مايل بوديد ادامه مطالب را بخوانيد يا نظر و انقادي داشتيد خوشحال مي شوم بتوانم به شما كمك كنم.

                                                                         

                                                                                      با تشكر فراوان

+ نوشته شده توسط در شنبه بیست و ششم خرداد 1386 و ساعت 9:36 |

دليل چهارم براي ازدواج نادرست:

 

سر باز زدن از رويارويي با مسائل زندگي خودتان است.يعني با مشغول شدن به جزييات زندگي طرف مقابل از درد و رنج و كاستي هاي خودتان غافل بمانيد. بسياري از ما در روابطي نا سالم و نادرست گرفتار ميشويم زيرا رابطه اي دروني ضعيفي با خودمان داريم. مي دانم كه ساده نيست.و روبه رو شدن با خودمان و برقراي

ارتباط واقعي با درونياتمانهمواره خوشايند و لذت بخش نيست. اما سفري است كه با ارزش است.من زندگي ام را در حالي شروع كردم كه بسيار نامتعادل بودمو احساس تهي بودن و تنهايي مي كردم.مي توان گفت راه درازي را پيمودهام تا به جايي كه امروز هستم رسيدم.اما سخت روي آن كار كرده و زحمت كشيده ام.زندگي شغلي تمام وقت و بدون مرخصي است.البته هرگاه""رهرو""و ""مسافري""خود آگاه باشيد.خود آگاهي آن نيست كه در ماه بك يا دو بار در سميناري شركت كنيدو بعد هم همه مطالب را فراموش كنيد.مي بايست به دنبال كيفيت واقعي باشيد.يك سال پيش بيكار بودمو جيبم هم خالي بود.هيچ پولي نداشتمو اصلا نمي دانستم كه مي خواهم چكار بكنم.20 سال سن داشتم و يك روز به اين نتيجه رسيدم كه هميشه براي شروعي دوباره وقت استگاهي اوقات ""بحرانها""بهترين مشوقا و انگيزه هاي زندگي ما هستند.ممكن است متاركه يا جدايي يا پاياين دادن به رابطه اي غلط به انسان انگيزه دهد تا از خواب غفلت بيدار شود و نگاهي به زندگي اش بيندازد.مي دانم هرگز خوشايند نيست اما هر گاه در آينده نگاه كنيد مي بينيد كه ارزشش را داشته است.بدانيد در آينده بي گمان به گذشته خود نگاه خواهيد كرد و براي جرات و شهامت رويارويي با آن را داشته ايد افتخار خواهيد نمود و احساس خوبي خواهيد داشت و بي شك بايد اين كار را بكنيد و مراحل آن را پشت سر بگذاريد.

 

براي خواندن ادامه مطلب مي توانيد در تاريخ25/03/86 به اين وبلاگ مراجعه كنيد و نظرات خود را بگوييد تا در هرچه بهتر شدن مطالب ياريم كنيد .

                                                                 باتشكر فراوان

+ نوشته شده توسط در دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386 و ساعت 10:24 |

دليل نادرست سوم:

فشار و گرسنگي جنسي است . بدترين و خطر ناكترين دليل براي ازدواج آن است كه شهوتي باشيد!

گرسنگي جنسي هرگز دليل موجهي براي ازدواج نيست. احساسات قلبي خود را از شهوت راني جدا كنيد . بايد بتوانيد اين دو را از هم تشخيص دهيد . مطمئن باشيد كه آنها را با هم اشتباه نمي گيريد. زيرا بسياري از ما خود را در روابطي نادرست و ناسالم در گير ميكنيم فقط به اين دليل كه شهواني است. جاذيه جنسي بر ما غالب مي شود و ما را به درد سر مي اندازد و مجبوريم درد و رنج بسياري را تحمل كنيم. گرسنگي جنسي مجوز براي ازدواج نيست. يك رابطه يا به سه ركن نياز دارد:

جاذبه جسماني، تفاهم و تعهد. هرگز نمي تواني تغاهم و تعهد را فراموش كنيد وفقط جاذبه جسماني

را مد نظر داشته باشيد.

تفاهم مهمترين ركن محسوب مي شود كه هرگز نمي توانيد آن را ناديده بگيريد. جاذبه جنسي بدون تعهد و تفاهم به جز درد و رنج ارمغاني برايتان نخواهد داشت كه به مراتب از تنهايي بد تر است.

 

 

اگر سوالي داريد يا نظري خوشحال ميشويم كه بشنويم و در بهتر شدن مطالب از آن استفاده كنيم.

                                                                                                                                             باتشكر فراوان

 

+ نوشته شده توسط در شنبه دوازدهم خرداد 1386 و ساعت 10:45 |
هر کس اگر سوالی داشت می تواند به

asal_strh@yahoo.com

ميل كند و جواب را حداكثر تا دو روز بعد دريافت كند.

                                                                                  باتشكر

+ نوشته شده توسط در یکشنبه ششم خرداد 1386 و ساعت 11:59 |